السيد حامد النقوي

274

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

و نيز ملك العلماء در « هداية السّعدا » گفته : [ پس هر كه تمسّك به قرآن و أولاد رسول نكند اگر چه ظاهر خود را مؤمن گويد إيمان او سودمند نباشد و فردا سياه رو گردد ] . و نيز ملك العلماء در « هداية السّعدا » گفته : [ مصطفى فرمود صلعم در حديث سابق : و لن يتفرّقا حتّى يردا علىّ الحوض . يعنى : قرآن و فرزندان من يك جا بر حوض حاضر شوند تا شاهد باشند كه دوست ايشان كه بوده ، كه دشمن بوده ، و بعد من فرمان تمسّك من كه بجا آورده و كه ترك داده ؟ و من بر حوض ايستاده باشم مىبينم هر كه خواهد آمد بر من با دوستى جملهء قرآن و فرزندان من ، و هر كه بايشان تمسّك نكرده و خلاف أمر من كرده به خدا كه او را فرشتگان برانند راندني غضب ، چنانچه اشتر و اسب يله را برانند از حوض . پس من ندا كنم : بياريد اين از أمّت منست و از آن منست . فرمان آيد : أي محمّد ! تو نمىدانى بعد تو ايشان با قرآن و فرزندان تو خلاف فرمان تو كرده‌اند و بجاى ودّ و مودّت ، بغض و عداوت كرده‌اند ! پس بگويم من : أي فرشتگان ! از من اين مرد را دور تر بريد ! ] . و نيز ملك العلماء در « هداية السّعدا » گفته : [ پس هر كه با قرآن و فرزندان رسول تمسّك ندارد اگر چه علم اولين و آخرين بخواند چون كتابيست و اگر زهد كند مانند راهبست . و فرداى قيامت او را برو اندازند در دوزخ ] . و نيز ملك العلماء در « هداية السّعدا » گفته : [ « في المصابيح » : انّي تارك فيكم ما إن تمسّكتم به من بعدى لن تضلّوا : كتاب اللَّه و عترتي أهل بيتي . حاصله : فرزندان خود را در شما مىگذارم ، شرط ايمان آنست كه اگر بگيريد ايشان را بحرمت و رعايت هرگز گمراه بعد من نگرديد ، و اين دليل است كه محبّت ايشان شرط ايمانست ] . و نيز ملك العلماء در « هداية السّعدا » بعد نقل حديث ثقلين از « مصابيح » و « مشكاة » بروايت زيد بن أرقم گفته : [ ترجمه : زيد بن أرقم گويد : بايستاد مصطفى صلعم و در آن حال ايستاده گفت : بدرستى كه من گذارنده‌ام در شما چيزيرا كه اگر